3 – مسایل امروز زبان فارسی

بخش تحوّل زبان فارسی در کتاب زبان شناسی و زبان فارسی نیز از اشکال خالی نیست. با یک تحقیق گسترده، نشان داده شده است که واژگان یونانی در آثار نظامی نیز بسیار اندک است. این هم پایان کار نبود و آنها اشعار، جملات پراکنده و نمونه های نثری را نیز برای اثبات وجود این زبان یافته و عرضه کردند. خانلری در بخش «زبان و جامعه» نیز از این قبیل لغزش های لغوی برکنار نمی ماند و کلمۀ «تن» (ص 98) را در زمرۀ واژه های مشترک فارسی باستان عهد هخامنشی و فارسی امروزی به شمار می آورد؛ در حالی که این واژه نیز برابر مندرجات کتب لغت ترکی از قبیل: دیوان لغات التّرک و برخی کتب لغت ترکی معاصر، کلمه ای ترکی می باشد که به فارسی نیز راه یافته و مورد استفاده قرار گرفته است.

پیشتر اشاره کردیم که ناسیونالیست ها و آذری بازان با جمع آوری نمونه هایی از اشعار و نثر گیلکی، تالشی، لری، کردی و فارسی دری و انتساب آنها به زبان موهوم آذری سعی در اثبات وجود کتابت و ایجاد آثار ادبی به زبان آذری در گذشته می کردند و اظهار امیدواری می کردند در آینده با یافته شدن نمونه های شعری و نثری بیشتر از زبان آذری، وجود این زبان در گذشتۀ آذربایجان در اذهان راسخ تر گردد. « در همۀ زبان ها می توان برای حرمت الفاظ که موجب متروک شدن بعضی از کلمات شده است؛ نمونه هائی یافت.

دعوت خلق را در او ایجاب.سوزنی. اوستا آمده است که خویشاوندی خدا و انسان را تبلیغ کند و پیوند مردمان و ایزدان را مستحکم­تر سازد. پیش از مهاجرت آریاییان ایران به این سرزمین اقوامی از نژادهای متفاوت با تمدن های مشابه در آن می زیستند که اطلاع محدودی از آنان در دست است. اما اين واژهی “عشيق” در همان چكامهی منوچهری زندانی ماند و هنرمندان و عاشقان خوش ذوق فارسي زبان، رواديد درآمدن به جمع دوستان و حضورِ مجلس اُنس خويش را بدين بيگانه ی ناآشنا و خودی نشده، ندادند؛ در حالی كه از همان بنياد و تيره و تبارِ زبانی، وامواژههای “عشق” و “عاشق” و “معشوق” و تركيب های دل پذيری از همزيستی آن ها با واژه ها يا “وَندها”ی فارسی، در اين زبان ماندگار شدند و چنان بار و توانی يافتند كه جداكردن آن ها از بافت زبان – به رغم سادهانگاری های “سَره نويسان”- شدنی نيست.

هم به معني «گرگ» است و هم به معني «كرم خاكي» و معمولاً در مورد اخير «يئر قوردي» و نه «يئر قورتي» استعمال ميشود؛ يعني، «قوردي» كه متعلّق به زمين و خاك است. البته نباید این نکته را فراموش کرد که یکی از دلایل ضعف فرهنگستان ، اختلاف نظر بین علمای زبان و نگارش فارسی است نگاه هر چند سطحی به انواع کتاب های نگارش و ویرایش و املا و دستور زبان ، این اختلاف نظرها را به خوبی نشان می دهد. محمد معین در پیشگفتار چاپ نخست کتابش تأکید کرده بود که فرهنگ معین وقتی رضایتش را فراهم میکند که دستِکم سه بار کاملاً ویرایش شود، اما عمرش برای پایان یکبار این فرهنگ هم کافی نبود.

ولي زبان موسوم به پارسي باستان تنها در استان فارس كنوني رواج داشت, زبانی که هیچ فارسی زبانی قادر به قرائت و فهم معنای آن نیست و حتی از مفردات آن ولو به صورت اندک سر درنمی آورد و اهل تحقیق هم بر پایه تعلیمات خاورشناسان مدعی شناختی از زبان های موسوم به پارسی باستان یا میانه هستند. محصولات آن غلات، میوه، سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و مکاري، قالیچه، گلیم و جاجیم بافی.

در ابتدای این بخش دکتر خانلری عبارتی از سنگ نوشته های منسوب به شاهان هخامنشی را که به ادّعای وی به زبان فارسی باستان است، می آورد و آنگاه با ذکر معنی فارسی آن عبارت, تغییرات حاصل شده در عبارت فارسی باستان و تبدیل آن به فارسی امروزی را توضیح می دهد تا با تکیه بر آن برای فارسی یک استمرار تاریخی از عهد هخامنشی تا روزگار حاضر ترسیم کند. ناسیونالیست های فارسی گرا و آذری بازان در قریب یک صد سال گذشته همۀ تلاش خود را مصروف اختراع و اثبات زبانی موهوم برای آذربایجان کردند.

می توانید یک موضوع خاص (مثلا لباس، مد، ادبیات و …) انتخاب کنید، یا می توانید راجب هر چیزی بنویسید. صحّت و سقم و اعتبار نوشته های این نویسنده در بخش مذکور موضوع سخن ما نیست. شروع به مکالمه و مباحثه به زبان انگلیسی در مورد موضوعات مختلف کنید. کردی و لری هم لااقل در تعداد متکلّم و گسترۀ جغرافیایی بر بسیاری از زبان های مورد اشارۀ او در بخش اصلی ارجحیّت داشته اند. آنان درنوشتارهای خود – که در رسانههای امروزين و برای خوانندگان اين زمانی نشر می يابد- از کاربرد واژگان عهد دقيانوس پروا و پرهيزی ندارند!

ونظربه حکم تواريخ غلزايي ها يا خلجي ها (قالاچ ها) ازدودمان تورک اند ، مرحوم پوهاند عبدالاحمد جاويداستاد فاکولته ادبيات پوهنتون کابل که شخصيت بزرگ دررشته تاريخ،ادبيات وفرهنگ شناخته شدة کشوربود با اراية اسناد بااعتبارتواريخ مضموني را درسالهاي 1337 يا 1338 به مجلة ادب به نشر سپرده بود ، بجرم اينکه اين راز وواقعيت تاريخي را افشا کرده واصليت غلجاييها که ازنسب تورکهااند چرا برملاساخته است، به قسم جزايي ازطرف زمام داران وقت از استادي پوهنتون برطرف وبه رياست تأليف وترجمه وزارت معارف وقت ازجملة منتظرين گرفته شده است .

یاتاقان از زبان های اروپایی به فارسی راه پیدا کرده! نیز کلمات متنازعٌ فیه بین فارسی و ترکی از قبیل: شلوار، تنبان، طشت و بادمجان را به فارسی، عربی و زبان¬های اروپایی منتسب می کند. خانلری به نتایج تحقیقات زبان شناسان اروپایی در بارۀ زبان ها و گویش های ایرانی هم اشارتی می کند و آنها را به سه گروه: جنوب غربی (مشتمل بر زبان های بختیاری، لری، لاری، کومرازی، فارسی دری، تاجیکی و تاتی)، شمال غربی (مشتمل بر گیلکی، مازندرانی، تالشی، زازا، گورانی، کردی و بلوچی)، گروه شرقی (مشتمل بر پشتو، وخی، سریکولی، شغنی، یزغلامی، اشکشمی، سنگلیچی، یغنابی، آسی و نورستانی) منقسم می دارد.

حتّی لغت نویس باستانگرایی چون دکترمحمّد معین نیز قادر به پنهان کردن این امر نیست؛ در حالیکه خانلری آن را فارسی دانسته، آنگاه در گوشه ای از تاریخ به دنبال معادل فارسی باستان آن می گردد. این بخش بر کلماتی اشاره دارد که به دلیل ناخوشایندی یا ناسازگاری آن با طبع انسانی به طور معمول کلماتی مجاز گونه به جای اصل آنها به کار می رود. از نظر او قارپوز ریشۀ فارسی دارد! چوگان ریشۀ فارسی دارد! مشکل دیگری هم در این باره وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید