لیست جاهای دیدنی کرج: تفریحات و هزینه با لوکیشن

پیشنهاد دیگری قرائت میشود (پیشنهاد آقای نریمان بشرح زیر قرائت شد) اینجانب محمود نریمان نماینده تهران پیشنهاد میکنم لایحه شماره ۲۲۸۲-۲۸/۱۱/۲۷ دولت (شماره ترتیب چاپ) بشرح زیر اصلاح وماده زیر بجای آن تصویب گردد. عرض کنم با اینکه آقای نورالدین امامی و آقای بهادری که ارتباط نزدیک و تماس بیشتری با مردم آنجا دارند و از وضعیت نان آنجا اظهار رضایت فرمودند مع الوصف دستور رسیدگی و تحقیق داده میشود وکوشش و اهتمام خواهد شد که اگر واقعا نواقصی در کار نان آنجا باشد مرتفع بشود و انشاءالله نان آنجا و سایر نقاط نسبت به وضعی که وارد بهتر میشود ضمنا یک لایحه ایست راجع بپرداخت مخارج کمیسیون بیطرفی که باید بکار رود هیرمند توجه کند این را تقدیم مقام ریاست میکنم.

البته بنده ایراد نمیکنم به تذکرات آقایان البته عرض میکنم معایبی هم هست که باید رفع کرد ولی طرز حمله کردن، طوری نباشد که موجب دلسرد کردن بالاخره سست کردن این دستگاه باشد زیرا همانطوری که فرمودند چندین سال زحمت کشیده شده، خرج شده والان هم خرج سنگینی میشود این را باید کوشش بکنیم با فعالیت و جدیت انشاء الله بجریان بیفتد (نمایندگان ـ انشاءالله) بنده قول میدهم به سهم خودم که همیشه این علاقه را داشتهام حالا مخصوصا بیشتر علاقه دارم برای اینکه مسئول قسمتهای عمومی هم هستم و در برنامه هم ما نهایت دقت را میکنم که اگر نواقص ومعایبی هست انشاء الله رفع بشود تا با تقویت وپشتیبانی آقایان بتوانیم این کاررا پیش ببریم و بیک نتیجهای برسیم این راجع بکارهای سازمان برنامه بود اما این لایحه در واقع این یک تحمیل کاریست بسازمان برنامه این کار خود برنامه نبوده وضع بیکارانی که هجوم آوردهاند هر ساعت مخصوصا یک جنبه خاصی داشت و ما مجبور بودیم بفوریت یک علاجی بکنیم قریب بیست هزار نفر ویلان و سرگردان و بیکار در تهران جمع شده بودند که هم اسباب نگرانی بود و هم اسباب تاثر بالاخره در همان روزهای اول که بنده مامور تشکیل کابینه شدم، خوب قضایای مملکتی است مامور حل و فصل آنها هستیم اول قضیه ایکه جنبه حادی هم پیدا کرده بود بر خوردیم این بود که بعجله فکر کردیم یک ترتیبی داده شود هم برای اعاشه اینها ضمنا یک کاری هم بکنند یک تشکیلات فوری وموقتی دادیم و یک تصمیماتی اتخاذ شد البته چون فوریت داشت آنوقت هم جلسات مجلس منعقد نبود یعنی دوره تعطیل بود بنده مقتضی ندانستم که تامل بشود (صحیح است) یک کارهای فوری کردیم چنانکه نتیجهاش را امروز آقایان میبینید و نتیجه خوب هم داد بالاخره اینها جمع شدند اعاشه شدند پول بهشان داده شد فرستاده شدند بمحلهای خودشان قریب ۲۰ هزار نفر بودند الان در کرج که یک مرکزی بود برای جمع آوری اینها متجاوز از ده هزار نفر شده بودند تا دوروز قبل ۱۸۰۰ نفر بیشتر باقی نماندند که تصور میکنم امروز شاید کمتر از هزار نفر باشند تمام وسایل ممکنه نمیگویم خیلی عالی ولی به اندازهای که ضرورت داشت برایشان فراهم آمد و بترتیب و تدریج اینها بجاهای خودشان اعاده داده شدند و یک کارهای فوری و موقتی هم برای اینها تهیه شد آقایان گفتند که این جور کارها با نقشه نبود کارهای اساسی نبود ماهم مقید نبودیم که به این فوریت کارهای با نقشه و با اساس بشود منظور اساسی ما مشغول کردن اینها و اعانه اینها بود اینها را گفتیم که کارهایی هم بکنند در یک جاهایی در یک راههایی برای درست کردن جادهها، برای عریض کردن جاده تسطیح جاده، یک جاهایی یک کارهای مفیدی بود مثلا در مغان یک سدی داریم یکدهی را که حسن خان لوهست و دارد از بین میرود از همین وسایل استفاده شد گفتیم آنجا هم کار کنند اینها باهم است نمیشود ایراد کرد که نقشه میخواست صبر کنیم نقشه بکشیم بدرد آن روز نمیخورد پس اینها مجموعا سبب شد که ما اینکار فوری را بکنیم و چون سازمان برنامه یک دستگاهی بود آماده تر ومیتوانست فوری تراین کار را بکند چنانچه کرداین را تحمیل کردیم بسازمان برنامه بنابراین این یک اعتباری نیست که سازمان برنامه برای نقشههای خودش گرفته باشد.

وقتی که مطالعات دولتهای اخیر راجع به سازمان برنامه تمام شد و لایحهاش به مجلس داده شد وبعد به کمیسیون برنامه ارجاع شد خودمن عضو آن کمیسیون بودم چند هفته باحضور سایر آقایان اعضای کمیسیون جلسههای مکرری تشکیل شد و از طرف دولت و از طرف آقایان عدهای اقتصاد و متخصصین رشتههای مختلفه برنامه آمدند و توضیحاتی دادند وما را قانع کردند که بالاخره ما میخواهیم در طی این مدت هفت سال این کارهایی که پیش بینی شدهاست یکی بعد از دیگری در تمام مملکت اجرا کنند سطح زندگی افراد این مملکت را بالا ببرند یعنی وسایل لازم زندگی مردم را فراهم کنند و احیانا بتوانیم هزینه زندگی مردم را هم پایین ببریم و کار برای بیکاران فراهم کنیم و وضع کشاورزان مملکت بهبودی پیدا کند (خسرو قشقائی برای دوستانشان که کار پیدا شد) و بتناسب اوضاع و احوال اقتصادی و شهرستان و سایر جهات اجتماعی هر استان و شهرستان یک قدمهای مؤثری برداشته شود، هر جا مقتضی است سد بسته بشود.

بانک ملی را آقایان مستحضرند ملاحظه میفرمایند بانک ملی یک موسسهای است که تمام اعضای آن ایرانی هستند هیچ عضو خارجی هم اینجا وجود ندارد ولی کار این بانک مورد رضایت عمومی است زیرا هر فردی مسئول کار معینی است و همان روز باید کارش را انجام بدهد محاسباتش را توی دفتر عمل کند کار ارباب رجوع را انجام بدهد و خلاصه هیچ کاری را از امروز بفردا معوق نگذارد این مراقبتی که در این سازمان هست و از طرف فرد فرد اعضاء هست سبب شدهاست که بانک ملی خوب اداره شود دستگاههای دیگری هم هست در مملکت از آن جمله قسمتهایی در وزارت جنگ هستند که ما میبینیم در کارهای خودشان خیلی سریع و خیلی چابک و خیلی منظم بمراجعات مردم رسیدگی میکنند و کارهایی که بعهده شان هست انجام میدهند و خلاصه کمتر کار امروز و این هفته را به آینده میگذارند.

این برای نمونه بود، اما بیشتر دستگاههای مملکت این طور نبودند و نیستند زیرا همانطور که عرض شد هیچ عضو دولت خودش را مسئول هیچ کاری نمیداند و افراد زیادی که داخل در یک مشاغل خاصی شده ان اکثرا در عرض هم و به موازات هم یک کاری را شروع میکنند و آخر هم هیچ کاری انجام نمیشود مسئولیت هم لوث میشود و نمیتوانیم بگوییم آقای مدیر کل، آقای معاون اداره یا یک عضو در سایه بیعلاقگی تو به قانون و بی توجهی تو به وظیفه یک همچو ضرری به مملکت واقع شد هم حقی از مردم اضافه شد، بنابراین نظر این بود که سازمان برنامه مجاز باشد یک اشخاصی که تاکنون عضو دولت شده بودند حقوق از دولت میگرفتند بخدمت دعوت بکند و خلاصه یک قسمت مهمی از بودجه برنامه صرف حقوق این اعضای جدیدنشود، (افشار صادقی ـ از اشخاص متخصص باید استفاده کرده) اشخاص متخصصی که تا کنون بیماری عضو دولت شدن پیدا کرده بودند عضو دولت شده بودند و دنبال کار آزاد نمیرفتند منظور این بود که از اینها استفاده شود برای اینکه ما سال گذشته را که حساب کردیم دیدیم بیش از ۸ هزار میلیون بودجه که داشتیم بیش از ۹۰ در صد بمنظور حقوق پرداخت شده بود و در حدود ۱۰ در صد آن صرف یک کارهایی شده بود که مربوط بپرداخت فوق العاده واضافه مزایا و غیره شده بود و برای این مملکت هیچ کارعمرانی انجام نشده بود و خزانه هم پولی نداشت ومنظور این بود که اعضای جدیدی استخدام نشود علاوه براین در اصل قانون پیش بینی شده اعضای مورد احتیاج از دستگاههای دولت بسازمان برنامه داده شود با همان حقوق و مزایا خدمت کنند و منظور اول این بود که اعضای دولت با تشبث همه حمله و هجوم بسازمان برنامه نیاورند و نظر دوم این بود که تفاوتی بین آن کسانی که در سازمان برنامه خدمت میکنند و آنهایی که در دستگاه دولت هستند تفاوتی از حیث حقوق و مزایا نداشته باشند تا اینکه سیل اعتراضات هر روز بطرف مجلس شورای ملی و نمایندگان ملت سرازیر بشود در قسمت اول با فشار و اصراری که دولت کرد یک استثناء قایل شد که تنها در صورت ضرورت، ضرورت قطعی که متخصص لازم دارند که در حال حاضر از دستگاههای دولت حقوق نگیرد میتوانند اورا استثنائا به خدمت دعوت بکنند با چندین قید تا اینکه در حقیقت اطمینان خاطر پیدا شده بود که جز در مورد ضرورت یک عضو تازهای بخدمت دعوت نشد اما در موضوع دوم که مجاز بودن دستگاه سازمان برنامه بود با انتقال اعضایی از ادارات دولتی بسازمان برنامه این موضوع البته در قانون معین شده بود و تصریح شده بود ولی دولت یک تقاضایی کرد از مجلس شورای ملی و آن تقاضا به کمیسیون برنامه مراجعه شد، آن تقاضا این بود که سازمان برنامه مجاز باشد در مواردی که ضرورت ایجاب کند و غیر از آن راهی نباشد برای اخذ نتیجه بتواند بهر کسی که صلاح میداند و ضرورت دایمی باشد یک اضافه حقوقی، اضافه خرجی کمک کند که کمیسیون برنامه یا قبول این تقاضا که در حقیقت ماده واحده شده بود موافقت نداشت چندین جلسه تشکیل شد، بحث شد موافقت نداشت چندین جلسه تشکیل شد.

هر جا لازم است کارخانجات مختلفی که متناسب باشد تاسیس شود هر جا منطقه ملاریا خیز است با مالاریا مبارزه شود و هر قسمتی که مردم احتیاج مبرم بوسایل و دام کشاورزی دارند به آنها داده شود، خانههای روستایی ساخته شود و مشکلاتی که الان جلوی پای مردم هست برداشته شود که مردم این مملکت اکثرا فاقد وسایل اولیه زندگی هستند آنها میتوانند حداقل مایحتاج زندگی را تحصیل بکنند و خلاصه ملت در یک راهی بیفتد که آینده او بهتر از گذشته او باشد توضیحات البته برای اعضای کمیسیون سازمان برنامه قانع کنند بود خاصه اینکه هریک از اعضای نظریاتی داشتند که به موقع خودش دادند (خسرو قشقائی ـ نمونهاش هم دیده شد) و نماینده دولت هم که اغلب خود نخستوزیر وقت بودند پذیرفت بالاخره مجلس شورای ملی هم مصوبات کمیسیون برنامه را بصورت قانون تصویب کرد و برای اجرا بدولت ابلاغ نمود این قدمی بود که مجلس شورای ملی برداشت و عملا نشان داد که علاقه مند و خواهان اصلاحات اساسی در مملکت هست و در حقیقت از این کسالت و بطالتی که در دستگاههای وزارتخانهها مشاهده میکنید که موفق نیستند قدمهای مفید وعمرانی برای مملکت بردارند خسته شده ومطابق این قانون به این دستگاه اعتماد دارد که تشکیل بشود و شروع کند به اجرای مواد مختلف این برنامه دو نکته اساسی در آنجا مورد توجه کمیسیون بود که مجلس شورای ملی به آن مواد رای موافق داد نکته اول این بود که سازمان برنامه یک دستگاه عالیه نظارت و مراقبت در اجرای این مواد ومقررات است زیرا ما میدانستیم که این وزارتخانهها با این بودجهتای پر عرض و طول با این دستگاههای پر عرض و طولی که دارند در حال حاضر خودشن بخودی خود کارهای مثبتی نمیکنند تحت نظارت سازمان برنامه به اقتضای کارهایی که برایشان معین میکنند بکار مشغول باشند و تدریجا نتیجه کارهای آنها به اطلاع مجلس شورای ملی برسد نکته دوم این بود که از بین اعضاء و کارمندانی که حقوق از دولت میگیرند و همانطوری که مکرر اینجا در پشت این تریبون اعلام شدهاست بیش از ۹۰ درصد بودجه این مملکت که با چه وضع رقت آوری از مردم این مملکت گرفته میشود صرف حقوق آنها میشد از همین اشخاص و همین اعضاء و همین مستخدمین استفاده شود که در حقیقت یک مشکل جدیدی برای مملکت تولید نشود ویک افراد تازهای توی این ضرر نفع برای خودشان تصور نکنند و مجددا تحمیل بدستگاه این مملکت نشوند و از راه حقوق بگیری سربار این مملکت نشوند زیرا ما میدانستیم که در میان مستخدمین دولت مهندس، کارشناس، دکتر در علوم اقتصاد افراد تحصیلکرده عالم ارو پا رفته دانشکده دیده فراوان است متاسفانه خرابی سازمان مملکت و نبودن حس مسئولیت و اختیار و عدم وجود یک قوه ناظرهای برای اینکه آن کسی که خدمت نمیکند گریبانش را بگیرد و تحت محاکمه بکشد و آن کسی که خدمت میکند تشویق بکند سبب شدهاست که اینها در دستگاههای دولت وجودشان نافع نباشد و کار نکرده آخر ماه لیست امضاء کنند حقوق بگیرند و اکثرا هم متاسفانه حق دارند از اوضاع ناراضی باشند و خودشان جزو منقدین دستگاه باشند و هر روز معایب دستگاههای مملکت را بگویند نظر این بود آقای افشار صادقی که همین مستخدمین را متمرکز کنند در آن کارهایی که الان تحت نظر سازمان برنامهاست و با یک مسئولیت و اختیاراتی شروع بکار کنند البته منکر این نیستم که اگر افراد ایرانی با یک سازمان صحیحی وارد خدمات اجتماعی خودش بشود شاید بهتر از افراد فرنگی و بهتر از افرادی که مرتبا میشنویم د رکشورها برای مملکتشان فداکاری میکنند حاضر است خدمت بمملکت خود بکند و فداکاری کند ولی دستگاه ادارات ما که یک دستگاه و سازمان پوسیده و کهنه و زنگ زده شده بود و کاری پیش نمیرفت ما برای نمونه یک دستگاه تازه به آنها بدهیم گرچه حالا هم میبینیم بعضی از دستگاههای توی این مملکت هست که خوب کار میکنند.

مخبر (دکتر کیان) ـ پیشنهاد آقای آزاد البته دو اشکال اساسی داشت یکی اینکه دیوان محاسبات یک دستگاهی است که برای نظارت خرج و دخل بودجه طبق مقرراتی که در قانون دیوان محاسبات تنظیم شدهاست، تصویب شدهاست برای آن ایجاد شدهاست انحراف آن برخلاف اصول وبرخلاف قانون است یک اشکال دیگری که در فرمایش آقای آزاد بود این است که اگر این دستگاه برنامه را آقای ازاد مجهز برای صرف ۵۰ میلیون ریال نمیدانند بطریق اولی برای نقشههای اساسی و مصارف بیشتری و غیر مجهز و غیر مناسب میدانند (آزاد ـ عقیده من این است) لازمه این پیشنهاد ایشان این است که این دستگاه مجهزی که برای تاسیس آن مبالغی خرجش شدهاست و این کار ۵ میلیونی را باکمال سهولت میتواند بدون صرف هزینه اعضاء و غیر ذلک بمصرف برساند بدستگاه دیوان محاسبات یا هر دستگاه دیگری که مقتضی میدانند واگذار کنند ومصارف خیلی زیادی صرف آن دستگاه بشود تازه آن دستگاه وضعیتش معلوم نیست که بتواند به آن درجه سازمان برنامه برسد که این ۵ میلیون تومان را برای بکار انداختن بیکار بمصرف برساند این یک عمل فوری و آنی وضروری بود لازم بود از یک دستگاه مجهزتری استفاده شود و مجهزتر و آمادهتر از دستگاه برنامه هم انصافا وجود نداشت بنابراین استدعا میکنم آقای آزاد پیشنهادشان را پس بگیرند و بیک موقع دیگری موکول بفرمایند.

بحث شد و مذاکره شد و خلاصه با توجه به این مطالب زیراین بار نمیرفتیم و قبول نمیکردیم زیرا میدانستیم در این مملکت همینقدر که یک راهی کوچک باز شد برای فرار از وضع عادی همه اصرار میکنند همه متشبث میشوند سعی میکنند که از آن طریق انحصاری و اختصاصی حداکثر استفاده را ببرند و متاسفانه تجاربی که در این موضوع بود تایید میکند، جناب آقای منصور الملک که ریاست شورای عالی برنامه را عهده دار بودند در آخرین جلسهای که در تابستان گذشته بود ودر حیاط بهارستان تشکیل شده بود تشریف فرما شدند آقای ناصر قلی اردلان هم تشریف داشتند آقای دکتر امینی هم رئیس کمیسیون بودند ایشان یک اظهاراتی فرمودند بما و فرمودند من بشما اطمینان میدهم که در این قانون سوای مصلحت مملکت استفاده دیگری نشود و جز در موارد ضروری به هیچکس اضافه حقوق ندهیم البته فرمودند و ایشان هم مورد اعتماد ما بودند و تایید کردیم فرمایش ایشان را و رای دادیم و بالاخره مجلس هم قبول کرد و تصویب کرد و ابلاغ شد حقیقت امر این است که ما بشخص جناب آقای منصور این اعتماد را داشته وداریم که مردی هستندبتمام معنی دارای اراده و صاحب قریحه و فکر در حقیقت متخصص از نظر سازمان دستگاههای مملکت زیرا من خودم فراموش نکردم در حدود دو سال پیش بود که یک اوضاع و احوال غیر عادی در مملکت دیدیم با دو نفر از معلمین با یکایک رجالی که در مملکت بودند مراجعه کردیم و به آنها پیشنهاد کردیم که اولا برای نجات این مملکت و ملت دست همکاری بدهند بهم و خدمت بکنند و هم فکری که دارند بما بگویند شبی که خدمت جناب آقای منصور رسیدیم و این فکر را خدمتشان عرض کردیم ایشان حسن استقبال فرمودند و خلاصه عقیده و نظری که بما فرمودند برای اوضاع و بهبود این مملکت این بود که فرمودند این سازمان فعلی مملکتی بهیچوجه نمیتواند مفید بحال مملکت و اصلاحاتی بشود وبایستی که این دستگاه را به تناسب احتیاج این مملکت و ملت طوری تنظیم کرد که برای رفع نواقص هر کسی را یک کاری به او سپرد و مسئول آن کار دانست که اگر آن کار را انجام نداد بشود از او سؤال کرد و مواخذه کرد و اگر هم انجام داد و خدمت کرد باید تشویق کرد او را البته این یک فکر پسندیدهای بود و ما اعتماد داشتیم به ایشان و داریم فکر کردیم که ایشان میتوانند با خواست خدا همانطوری که در برنامه شان در پیشگاه مجلس شورای ملی توضیحاتی دادند میتوانستند این دستگاههای اداری مملکت را منظم کنند اما متاسفانه بیشتر در کارهای سازمان برنامه که با نظر ایشان و با رای ایشان و با تصویب ایشان انجام میگیرد و ایشان البته آن عقیدهای را که داشتند وباز هم فرمودند شاید هنوز هم دارند آن عقیده ملی نشد و مادیدیم سازمان برنامه درست بیک کارهایی زد یک اشخاصی را با یک حقوقهای گزافی دعوت به کار کرد که موجب سروصد و سیل اعتراضات مردم و جراید مملکت شد و این حرف هم حسابی بود برای اینکه در یک مملکت که بقضات عالیرتبه دیوان تمیز حداکثر ماهیانه هفت هزار ریال تا هشت هزار ریال میدهد به معاونین وزارتخانهها و مدیر کلها او به همین مقدار حقوق میدهند و در همین حدود است حداکثر حقوقی است که میدهند و ما قانونی وضع کردیم که هیچکس بهیچ عنوانی بیشتر از ده هزار ریال مزایا و حقوق و اضافه کار و غیره داده نشود، در سازمان برنامه کسانی آمدند با یک حقوقهای گزافی استخدام شدند که موجب تعجب همه شد میگویند اشخاصی را به اسم شوفر و راننده با ده هزار ریال حقوق استخدام کردهاند، توی این مملکت و این مردم فقیر که مالیاتی رامیدهند با چه جور از آنها وصول میکنند و آنها این مالیات را چه جور تهیه میکنند ومیپردازند من توقع ندارم که هئیت حاکمه مثل خلفای صدر اول اسلام دارای آنقدر دلسوزی نسبت بمردم باشند که بخواهند افرادی که حکومت میکنند زندگانیشان مثل پست ترین افراد به اصطلاح طبقه محکومه باشد آن توقع را نمیکنم ولی این عرض را هم میکنم که علی علیه السلام که بزرگترین مرد دنیا واسلام است وامام ما هم هست عمل او در دوره حکومت وزمامداری او چه بود من تاسی بولایت او نمیکنم، و تصور میکنم باز هرچه باشد ما احساسات داریم، عواطف داریم این مالیات که نفیر و قطمیر آن با چه شکنجه و زجر و زحمت از آن زارع و کشاورز و کاسب تحصیل میشود در خرجش نهایت مراقبت باید بعمل بیاید و نهایت دلسوزی بشود(صحیح است) چرا نفله بشود؟

ماده ۱ ـ وزارت دارایی مجاز است مطابق تشخیص و تصویب هیئت دولت تا میزان پنجاه میلیون ریال از محل در آمد عمومی کشور در اختیار سازمان برنامه بگذارد وپس از تصویب بودجه کل کشور وجوه پرداخت شده را بابت اعتبارات وزارتخانههای ذیمدخل احتساب نماید ـ سازمان برنامه وجوهی را که به این ترتیب به اختیارش گذارده میشود بر طبق تصمیمات متخذه از طرف دولت صرفا برای عودت دادن افراد بمنازل و محل کار خودشان ومشغول نمودن آنها بکارهای راهسازی و کشاورزی و غیره بترتیبی که مقتضی بدانند با نظارت وزارت دارایی بمصرف خواهد رسانید و حساب و اسناد آنرا که سازمان بمصرف خواهد رسانید و حساب و اسناد آنرا که سازمان برنامه روی مقررات خود تنظیم و با نظارت وزارت دارایی پرداخت مینماید به وزارتخانههای ذیمدخل تحویل خواهد نمود که آنها بابت اعتبارات مربوطه خودشان پذیرفته و بخرج منظور دارند.

عبدالقدیر آزاد ـ بنده با پیشنهاد جناب آقای نخستوزیر راجع به این کمکی که آوارگان شدهاست موافقم ولی ازنقطه نظر اینکه در اینجا قید شدهاست که این پول در اختیار سازمان برنامه گذاشته شود مخالفم و دلیلی هم که دارم این است که مادر دوره گذشته وقتی که بودجه را میآورند مطالعه میکردیم میدیدیم ۹۳ در صد خرج پرسنل میشود یا اینکه یکمقدار از بودجه مملکت را به اشخاص معینی میسپاریم که صرف عمران و آبادی ممکلت بشود ولی طبق مندرجات جراید تقریبا ۱۳۰ میلیون تومان سازمان برنامه خرج کردهاست و بهیچوجه من الوجوه از این بهرهبرداری نشدهاست من معتقد هستم که در سیاست تخریب سازمان برنامه از سایر وزارتخانهها رکورد را بردهاست (شوشتری ـ فارسی بفرمایید) (حاذقی ـ اگر رکورد را بشکند بشکننده باید رجوع کنید) سازمان برنامه ما چیزهای عجیب و غریبی درست کردهاست یک اداره درست کردهاست برای تعمیق دریاها را گود بکنند چندین میلیون هم بودجه برایش گذاشتهاند یک اداره درست کرده بنام مهمانخانه برنامه که یک خرجهای بیهودهای آنجا میشود بنده در موقعش زیاد صحبت میکنم اسناد و مدارکی به بنده دادهاند ومن در روز معین این مطالب را ذکر خواهم کرد مقصود بنده این است که شخصا اعتماد و ایمان به این که این سازمان برنامه این پول را بمصرف خودش برساند ندارم از جناب آقای نخستوزیر دو خواهش دارم یا اینکه این پول را در اختیار یک کس دیگری بگذارند یا اینکه این پنج میلیون تومان را از سازمان خود برنامه معین کنید خرج بکنند از این دو یکی را بکنند سازمان برنامه یک پولهایی گرفتهاست که نفله میکند حالاهم باز این قسمت از بودجه مملکت را ما بیاییم ۵۰ میلیون ریال اختصاص بدهیم برای اینکار و بدهیم بسازمان برنامه این را اعتماد ندارم این است که معتقد نیستم و خواهش میکنم یک هیئت دیگری تعیین کنید یا این را بسپارید بیک سازمانی یاوزارت راه، یا وزارت کشور، یا یک وزارتخانه دیگر یا اینکه چند نفر دیگر از هیئت دیوان محاسبات عمومی که محل اعتماد و اطمینان خود آقای نخستوزیر هم بودند و دیروز اسامی آنها را آوردند به آنها بسپارند که این خرج با نظر آنها بمصرف خودش برسد.

و اکثریت دارد، اگر ده نفر بود به اکثریت ۶ نفر یک اعتبار نامه تصویب میشود ۱۳۶ نفر ماهستیم ۱۳۰ نفر اظهار نظر کردند ۶نفر آنها اظهار نظر کردند و دیگر اینکه وقتی کمیسیون تحقیق اظهار نظر کرد مجلس دیگر حق ندارد اظهار نظر بکند، بنده خودم یکی از اشخاصی هستمم که اگر غیر از این بود یک مطالبی در مجلس میخواستم راجع به بعضی از اشخاص اظهار بکنم و این حق از بنده حذف شود و نتوانستم عرض کنم بنابراین به نظر من نواقص این آییننامه محرز است. ۶- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به اعتبار ۵۰ میلیون ریال جهت امور عمرانی و بیکاران.

دیدگاهتان را بنویسید