، باضخامت و محتویات زیاد تر

3 – ترجمۀ چهار جلد کتاب “تاریخ امامان اسماعیلی”، از زبان اردو به فارسی دری که آمادۀ چاپ است. مکینزی کتلاک معلوماتی آثار خطی پشتو از کتابخانهء بریتانیا را که اطلاعاتی در بارهء 4 جلد دیوان خوشحال داشت، را نیز نشر نمود. تک تاز نام نرم افزار فرهنگ لغتی است که در سال 1378 پا به عرصه وجود نهاد و از آن پس هر ساله بروز رسانی شده و بر امکانات و دایره لغات آن اضافه شده است. ولی درد آور اینست، که روشنفکران ما نه در این طرف دریا و نه در آن طرف، به این دو فرهنگ لغات از خود عکس العملی نشان نمیدهند؛ نه برخوبیهای آن و نه هم بر بدیهایش.

جلسه که تمام شد آن را به دکتر ختک نشان دادم و او متعجب بود که این همه لغت فارسی در پشتو هست و او سال ها رئیس آکادمی پشتو بوده و نمی دانسته است. در هر حال از میانه ی سدهی پنجم هجری، با نفوذ بیشتر زبان و سبک تازی در نوشتههای فارسی، هر دو سبک دری و پارسی که در سدهی چهارم متداول بود از رواج افتاد، بهویژه سبک دری، و به همین دلیل آثار آن نیز بیش از آثار سبک پارسی دستخوش نابودی گردید و بسیاری از واژههای مهجور آن که در سده ی چهارم به زبان فارسی راه یافته بود و نمونههای آن در لغت فرس اسدی دیده میشود، سپس تر در زبان فارسی کهنه شد و از کار افتاد.

6 – ترجمۀ کلیات اشعار غنی کشمیری از تاجکی/سریلیک به الفبای زبان دری، چاپ نشده است. در کتاب موصوف بنام «قهرمان ملی خوشحالخان» که در سال 1966 انتشاریافت، نویسنده به ارزیابی همه جانبهء اشعار شاعر بمثابهء «قافله سالار ادبیات پشتو» پرداخته است. در این کتاب برعلاوه مسایل قبلاً تحقیق شده در مورد خوشحالخان نگارنده به جنبه های ناشناختهء شخصیت و زندگی شاعر پرداخته و مقام او را بویژه در برگردان، تلخیص و تحلیل از داکتر خلیل ودادادبیات پشتو و در تاریخ پشتونها مشخص ساخته. “صبّار” در تحقیق، پژوهش، آموزش مسایل جدید و مدرن، تدوین و تآلیف آثار و آفریده های علمی، عرفانی، ادبیات عقیدتی و باور های دینی، مهارت و کارایی دقیق داشته و همواره جهت دریافت حقایق در تکاپو اند.

باور کامل دارم که شخصیت های علمی و اکادمیک، فرهنگی و اجتماعی میهن ما افغانستان، و محیط کوچکتر اجدادی ما شغنان بدخشان افغانستان، مانند علی شاه “صبّار”، گنجور معنوی داشته های تاریخی، فرهنگی مردم ما بوده و با یادی از آن ها، ولو فشرده و به سطح بلند هم که نباشد، دین و رسالت روشنفکرانۀ خود را در برابر تهذیب مردم مان، به وجه مناسبی انجام داده و از آنها قدر شناسی نمائیم، تا باشد آنها از حمایۀ معنوی و اخلاقی ما، هرچه بیشتر از پیش مستفید گردیده و باعث تداوم و استحکام فرایند کار کرد های علمی و اکادمیک آنها در آینده ها گردد.

مگر زبانهائی که در سرزمینهای کوچکتر مکالمه میشود و در صورت جدایی و یا تقسیمات آن سرزمین به بخشهای مختلف، اصولاً زبان آن سرزمین نیز باید بمیرد و محو شود. همچنین در کارنامک ( بخش ۵، بند ١) صورت ماهیگ به معنی مادی آمده است. به سخن دیگر، زبان فارسی سدهی چهارم هجری را میتوان به دو سبک بخش کرد. ترجمهها و تالیفات بیشمار ایرانیان به زبان عربی در دو سه سدهی نخستین هجری مهمترین نشانهی این پیروزی موقتی زبان عربی است و نشانهی این که ایرانیان کم کم خود را برای یک کوچ فرهنگی و وداع با گذشته آماده میکردند.

از آنجایی که برگردان کتاب 282 صفحه یی زمان درازی را میخواهد و از سویی در آن مطالب تکراری و بیشتر علمی- پژوهشی بطور مفصل بررسی شده اند، مترجم به بخش کم ولی مهم کتاب بسنده کرده و آنرا در اختیار خوانندگان ارجمند قرار میدهد. بخاطر جلوگیری از چنین پی آمد ها در ماۀ (35) قانون اساسی جدید افغانستان صریحاً قید گردیده است که “تأسیس و فعالیت حزب بر مبنای قومیت ، سمت، زبان و مذهب فقهی جواز ندارد” ولی هنوز هم شماری از گرداننده گان جراید که به این اصول ارج نمی گذارند ، کم نیستند .

این فرهنگ لغت اکنون از یک منبع رسمی منتشر شده است و در دسترس هر کسی که علاقه مند به فرهنگ و زبان فارسی باشد. در اخیر سال 1361 خورشیدی مؤفقانه از دانشگاه کابل فارغ شده و بدرجۀ لیسانس نایل میگردد، و در سالهای 1980 میلادی به تعقیب آن، ایشان به اخذ درجۀ ماستری در عرصۀ ژورنلیزم و روز نامه نگاری از انستیتوت علوم اجتماعی – مؤسسۀ آموزشی درون مرزی – نایل میشوند که اکنون از این مؤسسه نام و نشانی برجای نمانده است. وی بحیث مدیر روابط بین المللی وزارت انرژی برق، مدیر تدقیق و بعداٌ معاون و دبیر مسؤول مجلۀ “سارندوی و یا پولیس” در وزارت امور داخله، اولین آمر دفتر مطبوعاتی این وزارت، آمر نشرات دفتر مطبوعاتی صدارت عظمی، آموزگار زبان و ادبیات انگلیسی و ریاضیات برای شاگردان پناهگزینان افغانستان در آستان کراچی پاکستان، کارمند اداری و تبلیغاتی ادارۀ کمک های انساندوستانۀ شبکۀ انکشافی والا حضرت شهزاده کریم آقاخان، موسوم به “فوکس”، کارمند اکادمیک و علمی “دپارتمنت افغانها” در ادارۀ طریقه و تعلیمات اسماعیلی پاکستان در آستان کراچی، در سال 2002 میلادی بحیث رئیس طریقه و تعلیمات مذهبی اسماعیلی برای افغانستان، نمایندۀ شرکت آسیائی ارتباطات عامه در کابل، مسؤول اطلاعات ونشرات شورای مرکزی اسماعیلیۀ افغانستان، همکار تخنیکی در ادارۀ برنامه ریزی و طرح نصاب آموزشی جدید در وزارت معارف افغانستان، و اکنون منحیث آموزگار زبان و ادبیات انگلیسی در یکی از نهاد های توسعه و انکشاف درون مرزی ایفای وظیفه مینمایند.

پیداست که زبان فارسی نمیتوانست در فاصله ی یکی دو قرن به عنوان زبان نوشتار همهی سرزمین ایران را بگیرد. به دلیل این گسترش زبان فارسی است که رستم لارجانی حدود سال ۴۰۰هجری برای فرمانروایان همدان شاهنامه میسراید و در زمان فرمانروایی خاندان کاکویه در اصفهان، ابن سینا دانشنامه ی علایی را به زبان فارسی تالیف میکند و کمی بعد فخرالدین اسعد گرگانی ویس و رامین را میسراید. در اوایل سلطنت رضاشاه برای احیای هنرهای ملی ایران کوششهائی شد.

به سخن دیگر: زبان فارسی تا زمانی که تنها زبان گفتار بود به آن دری میگفتند و نه پارسی، ولی پس از آن که در میانهی سده ی سوم هجری به جای زبان پارسیگ زبان نوشتار گردید نام پارسی هم بدان داده شد و از این زمان دارای سه نام گردید: پارسی، دری و پارسیدری. ایشان دارای فهم و دانش در ادبیات، عرفان، تصوف، علم جامعه شناسی، زبان شناسی عمومی، زبان شناسی مقایسی و تاریخی بوده و همواره در مباحثات و مذاکرات با سایرین از منطق گویا و دیالکتیک بی بدیل خود، کار میگیرند.

در همایش مزبور، نصرت الله جمالی معاون رایزنی فرهنگی سفارت ایران در افغانستان درباره کلیله و دمنه و نقش آن در رشد دانش اجتماعی جامعه سخن گفت . آن چه او درباره ی زبان فهلوی یعنی پهلوی و پیوستگی آن با فهله یعنی پهله میگوید و پنج شهری که نام میبرد، همه میرسانند که خواست او همان زبان پهلوی پارتی یا پهلویک یا پهلوانیک است. ۲۲ – ایرانیان شعوبی در برابر تفاخر عربها به زبان عربی، به نوبهی خود به زبان فارسی فخر میورزیدند و زبان دری یا پارسی را زبان فرشتگان و پیامبران مینامیدند. از همینروست که قطران تبریزی در سال ۴٣۸هجری، هنگام برخورد با ناصر خسرو قبادیانی بلخی، مشکلات خود را در دریافت شعر منجیک ترمذی و دقیقی طوسی از او میپرسد و به همین دلیل ناصر خسرو درباره ی او میگوید: «شعری نیک میگفت، اما زبان فارسی نیکو نمیدانست» (۹)، که خواست ناصر خسرو از فارسی، فارسی دری خراسان است.

کهنترین گزارشی که درباره ی زبان دری داریم گفتهی ابن مقفع است که ابن ندیم در کتاب الفهرست آورده است. همچنین آن جا که محمد ظهیری سمرقندی مولف سندباد نامه، دربارهی نگارش پیشین این کتاب که خواجه عمید ابوالفوارس قنارزی در سال ٣٣۹هجری از پهلوی به فارسی ترجمه کرد، مینویسد: «این کتاب را (قنارزی) به عبارت دری پرداخت، لکن عبارت عظیم نازل بود و از تزیین و تجلی عاری و عاطل . در بخش اول این کتاب معاهدات بين المللى و معاهدات که بين افغانستان و کشور هاى خارجى صورت گرفته را مولف بررسی نموده است و در بخش دوم پیمان های که بین انگلیس و قبایل افغانی منعقد شده را آورده است.

بنابراین گرگانی – همان گونه که مصححان کتاب به درستی شناخته اند – این کتاب را از زبان پهلوی به فارسی برنگردانده است، بلکه صورت منظوم آن را که به فارسی دری سدهی چهارم سروده شده بود به فارسی سدهی پنجم در آورده است. 1- استفاده از سایت ها در صورت موجودیت مواد. سایت فرهنگ لغات فارسی آنلاین است. را مشاهده می نمایید، که شاید اصلاً کلمه ٔ تورکی باشد، و یا اینکه اگر در مقابل لغت و یا لغات هیچ علامه گذاشته نشده باشد، شاید اصلاً ریشهٔ فارسی داشته باشد . به گمان من همچنین نام پارسی دری که فردوسی در شاهنامه، به ترجمهی کلیله و دمنه، که در زمان سامانیان توسط ابوالفضل و یا به سرپرستی او انجام گرفت و سپس رودکی آن را به نظم کشید، میدهد،(١۲) از همین سهم بزرگ واژههای گویش خراسان در این منظومه است.

ولی از آنجا که خراسان از نیمهی دوم سدهی سوم هجری تا مدت زمانی مهمترین مهد ادبی فارسی بود و آثاری که در این سرزمین به وجود آمد، در اندک زمانی در سراسر ایران شهرت یافت، طبعاً سهم نفوذ واژههای گویشی آن، چه در فارسی نوشتار خراسان و چه در فارسی نوشتار استاندارد، بیشتر از نقاط دیگر ایران بود. البته فارسی تنها با گویشهای محلی خراسان نیامیخته بود، بلکه این زبان در هر بخشی از ایران که نفوذ میکرد طبعاً مقداری از واژههای زبانها و گویشهای آن جا را میگرفت که از این مقدار، تعدادی به وسیلهی مولفان آن سرزمین درون زبان فارسی نوشتار میشد که از آن باز تعدادی از راه همان آثار به فارسی نوشتار استاندارد راه مییافت.

دیدگاهتان را بنویسید